|
السلام علی من بکته ملائکه السماء السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته... السلام علی الرضیع الصغیر نمیدانم چگونه بخوانمت نور را باید که نور بخواند !
پاییز تمام شد و من جوجه هایم را نشمردم . جوجه های نداشته ام را !
شاید شعر بیاید
شاید بروی شاید بروم دارم تمام میشوم!
با پاره پاره های روحم چه کنم ؟!
هر سال عید سادات که میشه فقط می تونم تصورت کنم با پیرهن سبز بلندت روی تخت چوبی ات لبخند به لب نشستی و اغوشت بازه و من اونقدر کوچک شدم که به راحتی بغلت جاشم. کاش بودی و من اولین عیدی رو از دست شما می گرفتم، دستتو می بوسیدمو سر می ذاشتم رو دامنت تا حسرت چند ساله مو گریه کنم . دلم می خواد به معصومیت علیرضای دو ساله با همون لحن شیرنش بگم:" دوست دارم خیلی" اما تو رفته بودی ، قبل از اینکه من بیام! از میون ترانه هایی که خوندی ،از قصه هایی که گفتی از بین اینهمه خاطره ی رنگارنگ که برای مریم و زهرا گذاشتی ، فقط اسمت به من رسیده ! جلوی اینه ایستادم و خودمو با عکست مقایسه می کنم کاش یه ذره شبیه تو باشم .
الم یعلم بان الله یری؟
خطا نکرده ام
اگر تو را چشم بسته خواستم ایستاده ام روی ریل ها ایستاده ام روی شن هایی که پا توی کفش من کرده اند و تو را می خواهند پاهایم سوزن سوزن می شوند می روم توی نخ مسافری که ساکش بوی نارنج میدهد من از خطوط موازی بیزارم از قطارهایی که مسافرم را نمی اورند بیزارم بیزار
|
About
از میلیونها سنگ همرنگ Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 Links
زنده ازحرم امام رضا(علیه السلام) |